تبلیغات
مجید روهنده - مطالب ابر معنی
مجید روهنده
در این ویستار واژگان نوساز و نویاب خود را در دسترس همگان می‌گذارم
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


همتاهای ایرانی برای واژگان ناایرانی

مدیر وبلاگ : مجید روهنده
نویسندگان

در زبان پهلوی واژه *پورتن یا پوریدن به معنای ضدیت مقابله ایستادگی جنگیدن سرشاخ شدن است که امروزه مردمان لورستان و کوردستان آن را به کار میبرند مثلن بپور=مقابله کن-سرشاخ شو-گلاویز شو. ازینرو یک معنای پوریا میتواند جنگاور باشد.

*پیرس: فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، همتای، پورتن، پوریا،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

در زبان پهلوی واژه *تیتاک به معنای مردمک چشم است که امروزه مردمان لورستان و کوردستان آن را تیاه میخوانند و به جای واژه چشم به کار میبرند.

*پیرس: فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، همتای، تیتاک، تیاه،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

در زبان پهلوی از واژه *جوما به معنای باهم سرهم واژه جُمله=همگی و از واژه *جامله لون به معنای گفتار سخن صحبت واژه جُمله را ساخته اند که در دستور زبان به معنای یک سخن با یک فعل است.

*پیرس: فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، همتای، جمله، جامله،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

در زبان اوستایی *دریوی drivi به معنای گدایی تهیدستی است که از آن واژگان دریوزگی (دریوی+یوز+گی) و **درویش (دریوی+اوش) و دریغ را ساخته اند.

پیرس ها:

* فرهنگ واژگان اوستایی: شادروان احسان بهرامی- فریدون جُنیدی

**فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، درویش، دریغ، دریو،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

در زبان پهلوی واژه *هویر havir به معنای پایین است که امروزه آنرا در کوردستان و لورستان هائر و یا هار میخوانند. ازینرو شاید یک معنای واژه حائری=هائری همانا پایینی باشد.

*پیرس: فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، همتای، هائر، حائری،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

در زبان پهلوی *دوسیدن به معنای چسبیدن است که از آن واژه همدوس (coherent) به معنای هم فاز یا هم چسب یا هماهنگ را ساخته اند. دوسینک نیز نام گیاهی است که دانه های آن به لباس چوپانان و یا پشم گوسفندان میچسبد و ساختار آن مانند چسب لباس و کفش است که امروزه آنرا به جای زیپ به کار میبرند.

*پیرس: فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، همتای، coherent، همدوس،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

در زبان پهلوی واژه *دینا به معنای آزمون است که از آن واژه کاردینا (کار+دینا) یا کاردینو به معنای کارآزموده مجرب را ساخته اند.

*پیرسفرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، همتای، کاردینا، کاردینو،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

واژه شبق به معنای کهربای سیاه در زبان پهلوی به شکل شپک šapak (شپ+اک) آمده که واژه شپ همان شب امروزی است.

*پیرس:

فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، شبق، شبک، شپک،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

واژه جبهه به معنای خط جلویی پیشانی از واژه پهلویک *گباتا gebātā به همین معنا ساخته شده است.

*پیرس:

فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، جبهه، گبات،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

واژه جبه به معنای پوشش رویی همخانواده با واژه پهلویک *گبمه مان gebmemān به معنای پوست جلد است مانند گیهان-جهان.

*پیرس:

فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، جبه، گبه،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

واژه هنگفت (هن=روی هم+گوبت=افزودن) به معنای بسیار زیاد همخانواده با واژه پهلویک *گوبکُن (گوب+کن) به معنای افزون اضافه است.

*پیرس:

فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، هنگفت، گوب،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

واژگان آریایی ماز و یا موز به معنای کوه هستند که از دومی واژه موزسیر=موسیر به معنای سیر کوهی و نام خانوادگی موزرمنی (موزر+من+ی) به معنای کوه نشین را ساخته اند (من=ماندن).





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، موسیر، موزرمن، موزرمنی،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

واژه هلال (هل+آل) به معنای پاک ناب ضد حرام یک واژه پهلوی است که عرب آن را حلال مینویسد. ریشه هل در پهلوی به شکل halāi به معنای پاک و halāich به معنای به کلی پاک آمده است.

*پیرس: فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، حلال، هلال،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

واژه آریایی هاتر (هات+er) به معنای باشنده موجود هستمند است که عرب آن را حاضر مینویسد و از آن واژه حضور را به دست آورده است. در اوستایی واژه *هات به معنی هست باش وجود و در پهلوی **هاتر به معنای حاضر آمده که پسوند er نشانگر دارندگی-کنندگی است. دانستنی است که هم اکنون در لوری و کوردی واژه ها(ت) را به جای هست و در استان پارس واژه ها را به جای آره-بله به کار میبرند.

پیرس ها:

* فرهنگ واژگان اوستایی: شادروان احسان بهرامی- فریدون جُنیدی

**فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، حاضر، هاتر، هات،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393

واژه کسر (کس+er) به معنای کم کننده یا کاهنده است که از ریشه kas همخانواده با کاستن و کستار=کاهنده و پسوند er به معنای دارنده-کننده ساخته شده است مانند واژه پهلویک *ماستر (ماست+er) به معنای مستقیم راست عمود قائم که همریشه با واژه mast (دکل دیرک) در انگلیسی است. ولی در دانش ریاضی *کسر=طبقه نام یک علامت است که در آن عدد صورت را بر روی عدد مخرج مینویسند (کسر=عدد طبقه ای).

*پیرس: فرهنگ واژگان پهلوی: شادروان بهرام فره وشی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه، واژه، کلمه، معنی، کسر، کستار،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 10 مهر 1393


( کل صفحات : 2 )    1   2   

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای مجید روهنده محفوظ است