مجید روهنده
در این ویستار واژگان نوساز و نویاب خود را در دسترس همگان می‌گذارم
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


همتاهای ایرانی برای واژگان ناایرانی

مدیر وبلاگ : مجید روهنده
نویسندگان

واژه ایرانی مگانی=رایگان (مگان=بخشش+ی=پسوند نسبت) که عرب آنرا مجانی مینویسد از ریشه اوستایی maga- به معنای عطا offering به دست آمده که با واژه ودایی magham به معنای هدیه gift و واژه سنسکریت मघ magha به معنای انعام  bountyهمریشه است. شاید خاستگاه اصلی واژه مگان سرزمین هوریان (غرب آذربایجان، جنوب شرقی ترکیه، شمال عراق و سوریه) بوده باشد زیرا به شکل *magan در معنای هدیه gift به کار میرفته است.

 

*بنمان: Introduction to the Hurrian Language by Ilse Wegner





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه مجانی،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
جمعه 26 اردیبهشت 1399

واژه آریایی اشپا که عرب آنرا اشباع مینویسد از ریشه هندواروپایی  spehبه معنای غنی شدن رونق یافتن  to succeed, to prosperستانده شده همانطور که این واژه در لغتنامه هیتی (زبان نشلی) به شکل išpai* به معنای سیر شده to be satiated ثبت شده است.

اشپا که در زبان ختن به شکل spaiye در سریکولی به شکل spon- در یزغولامی به شکل s(ə)pā̆n- و در ایرانی به شکل spaHti ثبت شده با واژگان سنسکریت स्फाति sphāti به معنایfattening prosperity شکوفایی سعادت و स्फीत sphIta به معنای dense rich thick غلیظ چگال غنی و स्फिर sphirá (شاید واژه شفیره از همین ریشه باشد) به معنای fat فربه و لغت انگلیسی speed=سرعت و لغت لاتین spes=امید همریشه است. عرب از ریشه فرضی شبع واژگان جعلی مشبع اشبع تشبع و شباعه را به دست آورده است.

 

*پیور:

HITTITE hi-VERBS AND THE INDO-EUROPEAN PERFECT by FREDERIK KORTLANDT





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه اشباع،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
چهارشنبه 24 اردیبهشت 1399

واژه ایرانی تیگره در اوستایی tighri- به معنای تیز تیر نیزه تندرو که عرب آنرا دجله میخواند (دیگره-دیگله-دجله) امروزه نام یکی از دو رودخانه بزرگ دورود یکی از شهرهای پر آب استان لورستان است. رود سزار شهر دورود از به هم پیوستن رودهای کوچک و بزرگ (تیره و ماربوره) این منطقه پدید میاید که سرانجام به دریاچه سد دز میریزد. واژه ایرانی تیر با لغت لاتین tiger به معنای ببرهمریشه است.





نوع مطلب :
برچسب ها : معنای واژه تیگره تیره،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
سه شنبه 16 اردیبهشت 1399

از واژه ایرانی ارت-ارد=قدس (در اوستایی ارته arǝta به معنای خداگونگیholy  پاکمنشی) همریشه با ارتبان-اردوان=خدایگونه پاک‌ورز پارساrighteous truthful  و اردشیر=پادشاهی خداگونه میتوان واژگان نوساز زیر را به دست آورد:

 ارداوند-ارتاوند=مقدس و ارداوندان=مقدسین و ارداوندی=مقدسی

اردشت (چون بهشت=بهترین و کمشت=کمترین)=اقدس

ارتوم (پسوند توم چون ایتوم=یکترین و خوارتوم=خوارترین)=اقدس

اردایش-ارتایش=تقدس

اردناکی-ارتناکی=قدسیت

ارتان (پسوند آن از آنیدن همچون باب تفعیل حالت متعدی میسازد)=تقدیس

ارتور-اردور (چون نامور=بزرگنام و پیور=مرجع)=قدیس

ارتوری-اردوری=قداست

ارتبار (چون غمبار)=قدوس و ارتباری=قدوسی و ارتبارگی=قدوسیت 





نوع مطلب :
برچسب ها : همتای واژه قدس مقدس تقدیس تقدس اقدس قدوس قدیس قدسیت،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
سه شنبه 16 اردیبهشت 1399




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای مجید روهنده محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic