مجید روهنده
در این ویستار واژگان نوساز و نویاب خود را در دسترس همگان می‌گذارم
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


همتاهای ایرانی برای واژگان ناایرانی

مدیر وبلاگ : مجید روهنده
نویسندگان

واژه آریایی kan̄|mp* که در هندواروپایی به شکل gWemb* درآمده در اصل به معنای بیرون زدگی یا چیزی مانند غده، لب، قارچ بوده که در زبانهای ایرانی به شکل گومبد-گمبد-گنبد درآمده است. شکل دیگر لغت gWemb در جمهوری چک houba* و در اسلوواک و در شرق آلمان huba* است که در معنای لب دهان پوزه به کار میرود.



*پیرس: Nostratic Dictionary by Aharon Dolgopolsky





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه گنبد،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
یکشنبه 27 آبان 1397

از واژه آریایی هالوک hAĺUķa* به معنای نیاز میل گرسنه و تشنه برای کسی/چیزی واژه آلوک-آلوق-آشوق به دست آمده که با واژه هلاک به معنای کشته مرده خسته همریشه است زیرا در زبانهای ایران شرقی و سرزمینهای تورک نشین همسایه آنان حرف ل به ش بدل میشود همانطور که گوشه بدل به گوله-غوله شده است. ازینرو معنای «فلانی هلاک اوست» و «فلانی عاشق→آشق اوست» یکی است و گویای آنستکه کسی کشته و مرده و نیازمند به کس دیگر باشد. بدینسان روشن میشود که چرا در بسیاری از گویشهای ایرانی لغت عاشق را به شکل عاشوق=آشوق به کار میبرند. ممکن است واژه آذری آشیق به معنای نوازنده دوره گرد را از همین لغت آشوق ستانده باشند.


لغت عشق گویش دیگر لغت سغدی ئغش uɣəš* به معنای خوشی کیف please joy است همانطور که در گفتار روزمره به شکل عشق کردن (کیف کردن) شنیده میشود. بدل شدن ئغش به عشق مانند بدل شدن مشق به مغش و مزغ به مغز است. واژه ئغش همریشه با لغت هندواروپایی ghrs-eh** به معنای surprised و لغت سنسکریت हृषि hRSi  به معنای joy است. بدینسان روشن میشود واژگان عربی عاشق و معشوق و معاشقه (دوست بازی-عشق بازی) جعلی هستند. دانستنی است واژه دوست همتای واژه عشق نیز از ریشه زوش به معنای خوشی کیف ستانده شده است.

 

بنمانها:

 *Introduction to Manichaean Sogdian by P. Oktor Skjærvø

** Etymological Dictionary of Latin and the other Italic Languages By Michiel de Vaan





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه آشیق، ریشه واژه آشق، ریشه واژه عاشق، ریشه واژه آشوق،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 24 آبان 1397

نام شهر کرمان (کرم=قلعه+آن=پسوند جمع یا مکان) ستانده شده از لغت آریایی kärEm* که معنای آن دیوار یا مکان دیوارکشی شده برج قلعه عمارت شهر شهرک بازارگاه باغ دهات روستا است.


*پیرس: Nostratic Dictionary by Aharon Dolgopolsky

 





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه کرمان،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 24 آبان 1397

واژه امروزین تنبیه از واژه خوارزمیک dnby-* به معنای زدن (کتک) beat ستانده شده که این نیز از ریشه هندواروپایی dhebh-* به معنای آسیب ویران حیله کلک damage, diminish, cheat به دست آمده است. لغت تنبیه در زبان هیتی tepnuzi* خوانده میشده و در سنسکریت به شکلهای dabhnóti* به معنای صدمه hurt و dambháyati* به معنای ویران ساختن to destroy و در یونانی به شکلἀτέμβω * به معنای بدرفتاری maltreat به کار میرود. 

 

*پیرس‌:

* Etymology and the European Lexicon 14th Fachtagung of the Indogermanische Gesellschaft 17–22 september 2012. Compiled and edited by Christina Løye Hejl, Janus Bahs Jacquet, Marie Heide. Executive editors: Benedicte Nielsen Whitehead and Birgit Anette Olsen.- The Pre-Greek Substratum Revisited, Biliana Mihaylova, Sofia University





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه تنبیه،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 17 آبان 1397




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای مجید روهنده محفوظ است
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic