تبلیغات
مجید روهنده - مطالب مهر 1397
مجید روهنده
در این ویستار واژگان نوساز و نویاب خود را در دسترس همگان می‌گذارم
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


همتاهای ایرانی برای واژگان ناایرانی

مدیر وبلاگ : مجید روهنده
نویسندگان

از ریشه ایرانی kau-* به معنای جوان نیرومند young vigorous واژگان قبادکوات و کوچک و کودک به دست آمده است. ازینرو واژه نوساز کویین (کو=جوان+ی=میانوند+ین=پسوند نسبت) را میتوان به جای لغت عربی جدید نشاند که از ریشه جد به معنای نیرومند ساخته شده است. بدینسان واژه کویین در برابر واژه کهن قرار میگیرد.

 

*پیرس: Indo-Scythian Studies: Being Khotanese Texts by H. W. Bailey





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه کویین، همتای واژه جدید،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
یکشنبه 22 مهر 1397

واژه نوساز دایاپ یا دایاب (دا=روز مانند فردا=روز جلویی+آپ-یاب=یافتن-یابیدن) به معنای روزآمد شده و به روز شده را میتوان به جای لغت فرنگی آپدیت update نشاند.





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه دایاپ، ریشه واژه دایاب، همتای واژه آپدیت update،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
یکشنبه 22 مهر 1397

واژه نوساز نونیک به معنای امروزین یا دارای نوینگی و بهینگی همتای واژگان فرنگی brand-new و modern است که دارای معنای کاملا تازه یا بسیار نو هستند.

واژه نونیک را میتوان به دو شکل زیر به دست آورد:

(نون=اکنون+ایک=پسوند نسبت مانند پارسیک)

(نو=تازه+ئو=و+نیک= خوب-تمام)

نونیکتر=مدرنتر

نونیکترین=مدرنترین





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه نونیک، همتای واژه مدرن،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
یکشنبه 22 مهر 1397

لغت امروزین دهن از لغت اوستایی زفر zafar و یا زفن به معنای دهان فک mouth jaw به دست آمده که با لغت هندواروپایی ǵebʰ- به معنای دهان همریشه است. بدل شدن ن به ر در کرشون-کرشور-کشور و هون‌سند-هورسند-خورسند و بدل شدن ز به د در زست-دست و بدل شدن ف به ه در لغت بلوچی زفه-زهک به معنای ابر (تنزیف=مه اندک و آزیف =ابر باران زا) نیز دیده میشود. دانستنی است واژه زفان شکل دیگر واژه زبان است و به لغت زفندهن رپت ندارد.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه دهان، ریشه واژه دهن،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
جمعه 20 مهر 1397

از ریشه هندواروپایی sekʷ-* به معنای نگاه جستجو همراهی پیوند seek look join accompany لغت اوستایی زگ (پیگیری-دنبالگیری-ردگیری) و زعم (حس-دریافت) و سه (در تهرانی بسه=ببین و در لوری کوردی سه‌کن=نگاه کن) به دست آمده است. واژه sue (پیگرد) در انگلیسی و لغت شکایت در میانرودان نیز از همین ریشه ساخته شده اند که عرب از آن واژگان جعلی شاکی متشاکی را به دست آورده است. لغت اوستایی hacaiti هچ ئیتی (سک←هک) نیز در این گروه جای میگیرد که از آن واژگان از→هچ و هاختن-هازیدن و هاژمان (جامعه) به دست آمده است. شکلهای دیگر لغت زگ در زیر آمده است:

 

در ولز cael و در انگلیسی کهنsecan  به معنای سوال

در انگلیس  sealو sign به معنای مهر-نشان

در انگلیس second و در باسک segundu و در کاتالان segon به معنای دومین و یا زگوند مانند او-زگوند ő

در انگلیس sequence و در لیتوانی  seka به معنای سکانس پشت سرهم

در لاتویا sekot و در لیتوانی  sekti و در اسپانیا-پرتغال  seguirو در اسکاندیناوی کهن  soekjaو در پیشا-آلمانی  sokjanو در ساکسون کهن  sokianو در هلند کهن seka و در هلند میانه soekan و در آلمانی پیشاکهن suohhan و در آلمانی suchen و در گوتیک sokjan و در لاتینsequor  در ایرلندsaigim  و در سنسکریت सच् sac به معنای پیگرد جستجو

در لاتین sagire به معنای زیرک-زودفهم و sagus به معنای پیشگویی-حس ششم داشتن

در باسک zigilua و در هلندzegelen  و در کاتالان segel به معنای مهر سند مهروموم شده-سجل

 

*پیرس: Nostratic Dictionary by Aharon Dolgopolsky

 





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه شکایت، ریشه واژه سجل، ریشه واژه بسه، ریشه واژه سه‌کن،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
دوشنبه 16 مهر 1397

واژه بَه bah به معنای شادمانی خوشی که در به به شنیده میشود از ریشه هندواروپایی bah-** به معنای درخشیدن to shine ستانده شده که در واژه قرآنی *بهیج (به+ایج=پسوند نسبت) به معنای شادمان و لغت عربی بها** به معنای زیبا نیز به کار رفته است. پسوند ایج همانست که در واژگان دهیز (دهقان) و کوهیچ (کوهی) به کار رفته است. عرب از ریشه فرضی بهج واژگان جعلی بهجت و مبتهج و ابتهاج را به دست آورده است.

 

پیرسها:

*کتاب «نام‌های پارسی» چاپ هند

**The Nostratic Macrofamily: A Study in Distant Linguistic Relationship By Allan R. Bomhard, John C. Kerns





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه بهجت، ریشه واژه بهیج، ریشه واژه به به، ریشه واژه بها،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
دوشنبه 16 مهر 1397

از ریشه هندواروپایی nep|h|-* به معنای فرزند نسل offspring descendant در ایران واژه نپات←نوه در انگلیس واژه nephew و در آلمانی واژه Neffe به دست آمده که همگی همریشه با لغت نفر nfr* به معنای بچه جوان مرد سرباز سپاه هستند.

 

*پیرس:

The Nostratic Macrofamily: A Study in Distant Linguistic Relationship By Allan R. Bomhard, John C. Kerns





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه نفر،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
شنبه 14 مهر 1397

از ریشه هندواروپایی t|h|er-* به معنای گذر to advance, to pass واژه اوستایی asah* به معنای جا فضا place, space و واژه اثر به معنای نشان علامت ردپا به دست آمده است. 

*پیرس:

The Nostratic Macrofamily: A Study in Distant Linguistic Relationship By Allan R. Bomhard, John C. Kerns





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه اثر،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
شنبه 14 مهر 1397

از ریشه هندواروپایی bur-* به معنای چرخیدن آشفتن خشمگین شدن to whirl, agitate, to rage در انگلیسی کهن لغت byre* به معنای توفان و در ارمنستان  բռնություն brrnut’yunبه معنای زورگویی violence* و در اسلاو burja* به معنای توفان و در اورال کهن purka* به معنای برفباد و در آلتایی borān* به معنای برفباد به دست آمده که در ایران به شکل بوران به کار میرود.

 

*پیرس:

The Nostratic Macrofamily: A Study in Distant Linguistic Relationship By Allan R. Bomhard, John C. Kerns





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه بوران،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
شنبه 14 مهر 1397

از ریشه هندواروپایی *bʰlendʰ- به معنای درهم برهم کردن to mix واژگان زیر به دست آمده است:

لغت ایرانی بلوا (آشوب) لغت آلتایی بلغا* لغت تورکی بلغاک* (همتای لغت ایرانی بلغاک که از بل=بسیار+غاک=غوغا ساخته شده) لغت عربی بلبله* (ولوله) لغت انگلیسی blend و لغت ایرانی بل بل (حرف زدن) به معنای سخنان درهم برهم که با لغت اسلاو بلستی блести به معنای سخنان غاتی پاتی درهم بیمعنا همریشه است.

 

*پیرس:

The Nostratic Macrofamily: A Study in Distant Linguistic Relationship By Allan R. Bomhard, John C. Kerns





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه ولوله، ریشه واژه بلغاک، ریشه واژه بل بل، ریشه واژه بلوا،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
شنبه 14 مهر 1397

از ریشه هندواروپایی bol-* و یا b|h|ol-* به معنای فرسوده خسته بدبختی بیچارگیworn out, weak misfortune, calamity واژگان زیر به دست آمده: در گوتیک balwjan* به معنای شکنجه در انگلیسی bealo* به معنای لطمه در پیشاعربی bal-ay-* به معنای فرسوده در عربی balīya* به معنای ابتلا دچارشدن و در عبری bālāh*  به معنای کهنه که همه با لغت ایرانی بلا به همین معنا همریشه هستند.

 

*پیرس:

The Nostratic Macrofamily: A Study in Distant Linguistic Relationship By Allan R. Bomhard, John C. Kerns





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه بلا،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
شنبه 14 مهر 1397

از ریشه هندواروپایی p|h|erg|h|-* به معنای بالاhigh  واژه اوستایی bǝrǝzant به دست آمده که امروزه بلند (→برزنت) خوانده میشود و با واژگان برز به معنای ارتفاع و برج-بورگ (قلعه بلند) همریشه است. عرب از واژه ایرانی برز واژگان جعلی بارز و بروز را به دست آورده است.

 

*پیرس:

The Nostratic Macrofamily: A Study in Distant Linguistic Relationship By Allan R. Bomhard, John C. Kerns





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه بارز، ریشه واژه بلند، ریشه واژه بروز، ریشه واژه برج،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
یکشنبه 8 مهر 1397

واژه نوساز همرسد (هم=با یکدیگر+رَسَد=بهره-حصه) به معنای همسهم همبهر همتای لغت عربی مشترک و همخانواده با واژگان رسدبان (وکیل نایب مساعد) رَسَد کردن (تقسیم تعیین بخش کردن) رسدکر-رسدگر (قسمت کننده بخش کننده مقسم) رسد گرفتن (سهم گرفتن حصه بردن قسمت گرفتن بهره و نصیب ستاندن) است.





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه همرسد، همتای لغت مشترک،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
جمعه 6 مهر 1397




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای مجید روهنده محفوظ است