تبلیغات
مجید روهنده - مطالب شهریور 1397
مجید روهنده
در این ویستار واژگان نوساز و نویاب خود را در دسترس همگان می‌گذارم
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


همتاهای ایرانی برای واژگان ناایرانی

مدیر وبلاگ : مجید روهنده
نویسندگان

واژه زعم گویش دیگر zgam (زگم←زئم←زعم) به معنای حس گمان رای ساخته شده از لغت اوستاییzga-  به معنای دنبال کردن همریشه با seek انگلیسی همانطور که لغت اوستایی ایس به معنای جستجو امروزه به شکل حس به کار میرود. زگ در ترکیب اوستایی vohuna-zga-* به کار رفته که معنای آن خون دنبال کن cleaving to blood و یا سگ آموزش دیده برای ردیابی خون شکار dog trained for blood است. لغت زعم امروزه در ارمنستان به شکل zgal զգալ به معنای حس درک دریافت شناخت feel sense learn know realize به کار میرود که از شکل کهن zgam զգամ به دست آمده است.

 

*پیرس: http://www.iranicaonline.org/articles/armenia-iv





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه زعم،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
چهارشنبه 28 شهریور 1397

واژه گوش که از آن گوشه یا گوشک به معنای کنج زاویه به دست آمده در زبانهای ایران شرقی گول غول* خوانده میشده (ل←ش) همانطور که واژه گُله در لغتنامه‌ها به معنای گوشه است. از واژه غول لغت پیغوله (پت←پی=به-بر+غوله=گوشه) یا بیغوله* امروزین به دست میاید که معنای آن کنج گوشه جای پرت است. ازینرو واژه گولک به معنای زاویه گوشه angle و سهگولک سهغوله سهگوله به معنای مثلث سهسوک (سه=3+سوک=نبش-کنج-گوشه) و سهگولکان به معنای مثلثات سهسوکان و چهارگولک به معنای مربع چهارسوک و پنجگولک به معنای پنج ضلعی پنجسوک و ششگولک به معنای شش ضلعی ششسوک است. دانستنی است لغت دوگوله به معنای مجازی شکم گویش دیگر دیگوله به معنای دیگچه دیزی و لغت گولک غولک غُلَّک قللک به معنای کوزه انبار پول است.


*پیرس: دکتر مهری باقری (سرکاراتی)- کَنج یا کُنج، توضیح بیتی از شاهنامه





نوع مطلب :
برچسب ها : همتای واژه مثلث، همتای واژه زاویه، همتای واژه مثلثات،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
جمعه 23 شهریور 1397

واژه ایرانی آل āl* به معنای فرزند سلسله نژادdynasty race offspring  ساخته شده از ریشه ایرانی ئول که معنای آن رسیدن یا رساندن به چیزی یا مکانی است.

√’-w-l = parvenir à un lieu, à quelque chose

 

*پیرس:

ИЗ НЕОПУБЛИКОВАННОГО НАСЛЕДИЯ Л. Г. ГЕРЦЕНБЕРГА

STUDIES IN PERSIAN ETYMOLOGY II

(Публикацию подготовили П. А. Кочаров и А. В. Шацков)

В статье представлена вторая часть этимологического словаря со словами на букву Ā. Первая часть опубликована в Herzenberg 2011.





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه آل،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
چهارشنبه 21 شهریور 1397

واژه اوستایی اوئورشت avaoirišta* و یا avaoirista** به معنای حمله assault که در زبان پهلوی به شکل wylšt ʼ* اویلشت و *öirišt *öirušt ئورشت درآمده همانستکه امروزه یورش خوانده میشود و آنرا به غلط لغتی تورکی دانسته اند.


*پیرسها:

 *FRAHANG I PAHLAVIK- Henrik Samuel Nyberg edited by Bo Utas

**Sacred Books of the East/Volume 4





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه یورش،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
جمعه 16 شهریور 1397

لغت عربیزه فهم FHM* از لغت ایرانی پهمای pahimāy* به دست آمده که شکل کهن گویش مردمان شمال غرب ایران از لغت امروزین paymūdan* پیمودن-پیمای (پت=به-بر+مودن-مای=سنجیدن) بوده است. در سند دیگر این لغت به شکل پهمین pahmin** به معنای to understand ثبت شده همانطور که امروزه در اندونزی وامواژه ایرانی paham به همین معنا به کار میرود. وجود پسوند «ئستن» در بفمستن گیلکی (بفمستم=فهمیدم) و فمسن (فمسم=فهمیدم) لوری نشانگر دیرینگی کاربرد فعل پهمیدن در ایران است (فهمستن-فهمیدن). بدینسان روشن میشود که واژگان عربی مفهوم تفهیم تفاهم فهیم مفاهمه و استفهام جعلی هستند.


فهمرس=مفهوم (فهم+رس=رسنده-رسیده) که همساختار با لغت چمرس به معنای معقول-منطقی است.

 

*پیرسها:

*Irano-Arabica: Contamination and Popular Etymology. Notes on the Persian and Arabic Lexicons by D. D. Y. Shapira

**L. H. Gray (1899) Journal of the American Oriental Society





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه فهم، همتای واژه مفهوم، معنی فهمرس،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 15 شهریور 1397

لغت شعبده یا شعبذه از واژه ایرانی شوبد (شو=شب+بد-بذ=باز+ه) گویش دیگر šab-bāz به معنای بازیساز شبانه night-player به دست آمده که در آن واژه باذ-واذ-بذ-وذ vāδ* به معنای باز در نزد ایرانیان جنوب-غرب رواج داشته است. عرب از واژه شعبده لغت جعلی مشعبد را ساخته است.

 

*پیرس:

Iranian Elements in Arabic: The State of Research by Mushegh Asatrian; Yale University





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه شعبده،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
یکشنبه 11 شهریور 1397

لغت شناسان واژه نجم به معنای ستاره، عقد ثریا-خوشه پروین را برگرفته از واژه ایرانی ni-gm* نگم نژم نزم (ن=زیر+ژم=آمدن) همریشه با واژه زمان-ژمان میدانند. خوشه پروین همانند رشته‌ای از دانه‌های مروارید است که بدین سبب بدان عقد ثریا (گردنبند ثریا) میگویند. این چند ستاره با ترتیب بسیار کنار یکدیگر چیده شده و برای شاعران پارسی گوی الهام بخش معناهایی مانند زیبایی آراستگی باران اشک و بویژه سامان یافتگی و نظم بوده‌اند. بر این پایه واژگان نجم (عقد ثریا) و نظم (به رشته کشیدن دانه‌های مروارید) همریشه هستند همانطور که ابوالقاسم پرتو (واژه یاب-فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه) ثریا=پروین را در برابر نظم آورده است.


گردون چو کرد نظم ثریا به نام شاه۞من نظم دُرّ چرا نکنم از که کمترم «حافظ»

 

در حالت دوم واژه نظم یک ریشه فرضی است که از لغت ایرانی ندام←نظام به دست آمده است. واژه عربیزه نظام گویش دیگر واژه ایرانی *ni-dām ندام (نِ=زیر+دام=آفرینش) به معنای اندرسازمان ساخته شده از لغت دام که همریشه با واژه اندام (هن=هم+دام=آفرینش) به معنای سازمان organ بسامان است. بدل شدن ندام به نظام همانند بدل شدن ظرف به درف در گویشهای ایرانیست. بدینسان روشن میشود که واژگان عربی ناظم منظوم تنظیم نظیم انتظام منظم منظومه مناظمه که هیچکدام در قرآن نیامده‌اند جعلی هستند.

 

*پیرس:

Irano-Arabica: Contamination and Popular Etymology. Notes on the Persian and Arabic Lexicons by D. D. Y. Shapira





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه نظم، ریشه واژه نجم، ریشه واژه زمان، ریشه واژه نظام،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
جمعه 2 شهریور 1397




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی