تبلیغات
مجید روهنده - مطالب مرداد 1397
مجید روهنده
در این ویستار واژگان نوساز و نویاب خود را در دسترس همگان می‌گذارم
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


همتاهای ایرانی برای واژگان ناایرانی

مدیر وبلاگ : مجید روهنده
نویسندگان

از واژه وز vaz به معنای وزیدن پرتاب راندن رساندن کشاندن پریدن در اوستایی واژگان وژدر (کشاننده) و واوز (جداکردن) آزوز (دورکردن) پادوز (مخالفت جلوگیری) را ساخته اند که با لغت بروز (نزاع و غوغا و همهمه-چوب نشیمنگاه طیور) و تراوژ =transfer-انتقال (حیدری ملایری) همریشه هستند. بر این پایه لغت پادوز (پاد=برعلیه-ضد+وز=راندن-جهاندن) همتای لغت آبژه object و لغت نوساز پاوز یا پایوز یا پایوژ یا پاوژ (پای-پا=پایین-زیر+وز=جهاندن-راندن) همتای لغت سوژه subject خواهد بود.

 

پاوژ/پایوژ یا سوژه به معنای چیزی است که کنش­ها و رانشها و جهشها بر روی آن انجام میشود و یا اینکه کارها بر سر آن پیاده میشوند. پایه کار، فاعل، موضوع، نهاد، پیشکار، فرو دست، درفرمان، زیر اثر، در برنامه، اندر ذهن و خیالی معناهای دیگر سوژه یا پاوژ هستند.

 

 پادوژ یا آبژه به معنای چیزی است که کنش­ها و رانشها و جهشها به سمت آن باشد و یا اینکه آنچیز در برابر این کارها ایستادگی میکند. مخالفت، ضدیت، هدف، کارگیر، مفعول، موضوع، گزاره، اندر ورز، چیز، در دستیاب، حاضر و واقعی معناهای دیگر آبژه یا پادوژ هستند.

 

وژستن-وژیدنto ject=

 پادوژشobjection= ، پاوژشsubjection=

پادوژینobjective= ، پاوژینsubjective=

 پادوژابobjectionable= پاوژابsubjectionable=

 پادوژانobjecting= ، پاوژانsubjecting=

 پادوژست=subjected objected=پاوژست





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه پاوژ، ریشه واژه پادوژ، همتای واژه موضوع object subject، معنای وژستن-وژیدن،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
چهارشنبه 31 مرداد 1397

وزن به معنای سنگینی weight از واژه اوستایی vaz* به معنای باربردن to carry و رساندن  to lead به دست آمده که نشان میدهد واژگان عربی اوزان و توزین و موازنه جعلی هستند. لغت یغنوبی وزمین و لغت عربی وزین هر دو به معنای سنگین از ریشه اوستایی وز ساخته شده اند.

 

*پیرس:

(Annotated Swadesh wordlists for the Iranian group (Indo-European family





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه وزن،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
سه شنبه 30 مرداد 1397

در لغتنامه طبری لغت درس به معنای دریافتن فراگرفتن آموختن است که نشان میدهد واژه درس ایرانی با واژه درس عربی هممعنا نیست زیرا درس در عربی به معنای نوشتن و ثبت کردن است. درس در گیلکی به شکل فندرستن به معنای نگریستن به کار میرود که شکل اوستایی آن درش است (پرودرش parudarsh به معنای پیش بین یا همان خروس بوده زیرا پاسهای شب را با بانگ خویش نشان میدهد).

*درسن darasan= دریابند

مدرس=درسنده

مدرسه=درسستان

 

*پیرس: برخی بررسیها در مورد تفسیر دیلمی- میثم محمدی





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه درس،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
پنجشنبه 25 مرداد 1397

واژه تنبل (تن=خود self+بل=نازپرورده indulgent) به معنای خویشنواز نفسپرور خودخواه ستانده شده از واژه اوستایی tanu.pǝrǝtha* که سپس به شکلهای tanāpuhr و tanāpul و tanāfur تنافور یا همان تنفر امروزین به معنای گناه کبیره mortal sin درآمده است. عرب تنفر را بر وزن تفعل گرفته و سپس از ریشه فرضی نفر واژگان جعلی متنفر و نفرت و متنافر را به دست آورده است. 

 

*پیرس:

Irano-Arabica: Contamination and Popular Etymology. Notes on the Persian and Arabic Lexicons by D. D. Y. Shapira





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه تنبل، ریشه واژه تنفر،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
چهارشنبه 24 مرداد 1397




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای مجید روهنده محفوظ است