مجید روهنده
در این ویستار واژگان نوساز و نویاب خود را در دسترس همگان می‌گذارم
گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


همتاهای ایرانی برای واژگان ناایرانی

مدیر وبلاگ : مجید روهنده
نویسندگان

واژه ایرانی وکیل به دو معنای شاهد گواه و جانشین نایب از دو ریشه جداگانه ساخته شده است. وکیل در معنای گواه که در ارمنستان به شکل վկայել vkayel به معنای شاهد گواه witness به کار میرود ساخته شده از ریشه اوستایی vīkaya (وی=زیر+کای=درک) و سپس wikaya که در پهلوی gugāy و امروزه گواه خوانده میشود. مثال: خدا وکیل است=خدا شاهد است-خدا گواه است.

 

وکیل در معنای جانشین نایب قائم‌مقام که در آلمان کهن wechsel خوانده میشده امروزه به شکل vicar در انگلستان viker در سوئد و Vikar در آلمان به کار میرود و ساخته شده از ریشه پیشاهندواروپایی weik- به معنای تغییر حالت دادن  to bendکه خود از ریشه سنسکریتविष्टी viSTI  به معنای عوض شدنی changing ستانده شده است.

 

بدینسان روشن میشود واژگان عربی وکالت توکیل موکل وکلا جعلی هستند و واژه ایرانی وکیل همریشه نیست با واژگان عربی توکل متوکل وکیل اتکال که در معنای تکیه کردن بر کسی یا پشتیبانی شدن از طرف کسی به کار میروند. 





نوع مطلب :
برچسب ها : ریشه واژه وکیل، ریشه واژه گواه،
لینک های مرتبط :
مجید روهنده
یکشنبه 10 بهمن 1395




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
به سایت ما خوش آمدید
کلیه حقوق این وبلاگ برای مجید روهنده محفوظ است